أبو علي سينا
4
رگشناسى يا رساله در نبض ( فارسى )
و يكى آب . و يكى خاك « 1 » . تا از ايشان بكما بيشى آميزش « 2 » چيزهاى ديگر « 3 » - آفريند ، چون : ابر - و باران ، ( و ) « [ چون ] » سنگ - و گوهر ، - كه گداختن پذيرد ، و « 4 » گوهر روينده . - و گوهر شناسنده بحسّ « 5 » ، و گوهر مردم . هر يكى را وزنى ديگر از اين « 6 » چهار گوهر اصل « 7 » . - و آميزش ديگر « 8 » گونه . و آتش را « 9 » گرم آفريد ، و از خشكى بهره داد . و هوا را تر آفريد * ( و گداخته ) * و از گرمى بهره داد . و آب را سرد آفريد - و از ترى بهره داد . و خاك ( و ) زمين را خشك آفريد ، و از سردى بهره داد . « [ و ] » معتدل « [ تر ] » آميزشى از اين چهار آن مردم بود « 10 » ؛ و مردم را از گردآمدن « 11 » سه چيز آفريد :
--> ( 1 ) - يكى خاك و يكى آب - ب - ج . ( 2 ) - بى : « آميزشى » - ب ، - بى « كما بيش آميزشى » - آ . ( 3 ) - ديگر را - د . ( 4 ) - بى : و - ج - د . ( 5 ) - بحسن - آ ، - ج . ( 6 ) - آن - آ . ( 7 ) - بىاصل ، - د . ( 8 ) - دگر - ب - ج . ( 9 ) - بى : را - ب . ( 10 ) - آميزش از اين جهان اين مردم آفريد - ب - ج . ( 11 ) - از گرداندن - ج .